كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

277

ده سفرنامه ( فارسى )

بعضى مشغول نوشتن و برخى هم در حال صحبت و كشيدن قليان بودند حضور داشتند . هنگامى كه صدراعظم و امين الدوله از حضور شاه مرخص شدند ما نامه و يادداشت خصوصى سفير را به ايشان تقديم نموديم . ميرزا شفيع بلافاصله نامه رسمى سفير را باز كرد در اطاق تقريبا شايد بيست نفر از درباريان در كنار پنجره‌اى كه صدراعظم نشسته بود اجتماع كرده بودند و هنگامى كه صدراعظم مشغول خواندن نامه بود آنها هم پهلوى دست او متن نامه را مطالبه مىكردند و به انتقاد دوستانه من هم اعتنا نمىكردند . وقتى كه صدراعظم از مفاد نامه آگاهى يافت به ما گفت كه آن را به حضور شاه تقديم خواهد نمود و از ما خواست كه در اتاق مجاور استراحت كنيم و به صرف قهوه و آشاميدنى بپردازيم تا اينكه شاه ما را به حضور بپذيرد . ما به اتاقى در قسمت ديگر قصر منتقل شديم و مدت پنج ساعت تمام در حال انتظار بسر برديم در خلال اين مدت با يكى از پسران جوان امين الدوله كه در دربار شغل مهمى بر عهده داشت آشنا شديم وظيفه وى آن بود كه غذاى شاهانه را قبل از آنكه به اتاق مخصوص ببرند شخصا بازرسى ، و مقدارى از آن را تناول نمايد هنگامى كه آنجا نشسته بوديم چهار سينى مدور كه در هركدام مقدارى كاهو با يك كاسه سركه يا شيره گذاشته بودند نزد او آوردند تا پس از بازرسى به اتاق شاه ببرند او شخصا قدرى از آن كاهو و سركه را تناول نمود و آنگاه دستور داد تا مجموعه‌ها را به اتاق شاه ببرند و كمى بعد دو غلام نوجوان گرجى را براى فروش به او عرضه نمودند و فروشنده براى هركدام يكصد و پنجاه تومان مطالبه كرد . در خلال پنج ساعتى كه ما آنجا نشسته بوديم بسيار كسل و خسته شديم و تنها خود را با خوردن مقدارى كاهو كه برايمان آورده بودند سرگرم نموديم . سرانجام شاه ما را احضار كرد و به